السيد محمد حسين الطهراني
183
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
فراگيرى تربيت فرزند ، و غيرها كه بسيار است ، أبدا با بچّهدارى منافات ندارد ؛ بلكه كمال ملايمت را نيز دارد . [ بستن لولههاى رحم زنان حرام است گرچه خود و شوهرانشان اجازه دهند ] از آنچه گفته شد ، همچنين مىتوانيم اين نتيجه را بگيريم كه : بانوانى كه با عمل جرّاحى لولههاى رحم خود را مسدود مىكنند ؛ در حقيقت اساسىترين دستگاه موجوديّت خود را كه زنيّت است ، خراب و تباه و فاسد مىنمايند . رحم زن ، مانند چشم ، و دست ، و پا ، و قلب او يكى از اعضاى پيكر اوست . بلكه از اعضاى بسيار مهم است كه با بقاء و سلامت آن ، موجوديّت و زنيّت زن محفوظ ، و با فناء و نابودى و مرض آن ، زنيّت زن تباه شده است . پزشك و جرّاح ، حقّ بستن لولههاى رحم را ندارد ، گرچه با اجازه و يا أمر زن و شوهرش باشد . زيرا موجب نقصان عضو است ؛ و نقصان عضو شرعا و عقلا حرام است . همانطوركه كسى حقّ ندارد به جرّاح بگويد : دست مرا ببر ! و يا گوش مرا ببر ! و يا پاى مرا قطع كن ! همينطور نمىتواند بگويد : لولههاى رحم را مسدود كن ! إنسان اختيار أجزاء و اعضاى بدن خود را ندارد ؛ و حقّ از بين بردن و خراب كردن آنها را ندارد . مالك إنسان خداوند است ؛ و او به او نه عقلا و نه شرعا اجازهء اين گونه تصرّفات را نداده است . كسى كه لولههايش را بستهاند ؛ بكلّى عقيم و نازا مىگردد ؛ و با فرض باز كردن لولهها با عمل جرّاحى دگر ، باز حمل برداشتن و آبستن شدن او بسيار بعيد است . ولى أحيانا اگر بانوئى كه از روى جهالت خود ، و يا شوهرش لولههايش را بستهاند ؛ چنانچه گمان آن رود كه با عمل جراحى مجدّد ، مىتوانند لولهها را باز كنند ، شرعا بر او واجب است كه : در صورت إمكان ، و عدم محذورى ، خود را تحت عمل قرار داده ؛ و لولههاى خود را باز كند . در زمان طاغوت ، بستن لولهها براى طبقه مرفّه و بىدرد ، مد شده بود ؛ و اينك كه بعضى متوجّه خطاى منكر خود شدهاند ؛ كار از كار گذشته ؛ و در آرزوى